کی بود که از سایه ی تو می ترسید از کوچه ها صدای پاتو دزدید -----------------------------------
فراقی
چه بی تابانه می خواهم ات ای دوری ات آزمون تلخ زنده به گوری! چه بی تابانه توراطلب می کنم! برپشت سمندی گویی نوزین که قرارش نیست. وفاصله تجربه ای بی هوده است. بوی پیرهن ات، این جا واکنون.- کوه ها درفاصله سردند. دست درکوچه وبستر حضورمانوس دست تورا می جوید، وبه راه اندیشیدن یاس را رج می زند. بی نجوای انگشتان ات فقط.- وجهان ازهرسلامی خالی ست.